یادداشت/ علی اصغر داودآبادی؛ کارشناس معاونت گفتمان سازی و مطالبه گری سازمان بسیج دانشجویی

قمار سنگین

جمعه گذشته و در حملات نیروهای آمریکایی، سردار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ابومهدی المهندس نائب رئیس الحشدالشعبی عراق و جمعی دیگر از نیروهای ایرانی و عراقی به شهادت رسیدند.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی / جمعه گذشته و در حملات نیروهای آمریکایی، سردار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ابومهدی المهندس نائب رئیس الحشدالشعبی عراق و جمعی دیگر از نیروهای ایرانی و عراقی به شهادت رسیدند. از نخستین ساعات وقوع این رویداد، تحلیل‌ها، پرسش‌ها و نکات متعددی مطرح شده است. با این‌وجود به نظر می‌رسد سوال های مهمی برای جامعه نخبگانی و مردم بوجود آمده که نیازمند پاسخ به آن هستیم.

اقدامات آمریکا سال هاست که در غرب آسیا با شکست مواجه شده است و فرماندهی میدانی حاج قاسم سلیمانی از عوامل اصلی شکست آمریکا در منطقه بوده و مهم ترین سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چرا آمریکا در این برهه زمانی به خود جرئت می دهد تا فرمانده اصلی میدانی در محور مقاومت منطقه را به این نحو ترور نماید. به نظر جواب را بایست در گذشته جستجو کرد.
در سال های گدشته به ویژه بعد از اعمال تحریم در زمان ریاست جمهوری اوباما راهبرد اصلی آمریکا برای تغییر حکومت در ایران، تحت فشار قراردادن جمهوری اسلامی ایران، با استفاده از تغییر در معیشت مردم به‌وسیله ابزارهای اقتصادی و سیاسی بوده است، این راهبرد در دولت اوباما بصورت نفوذ، سیاست های نرم و نشان دادن سراب پس از توافق جلو می رفت که نهایتا به توافق برجام منتهی شد اما این نقطه پایان زیاده خواهی آمریکا نبود، در دولت ترامپ همین راهبرد و سیاست بصورت ایجاد فشار حداکثری از طریق تحریم ها و تهدید ها خود را نمایان کرد. تهدیدو اعمال محدودیت های جدید از یک سو و دعوت به مذاکره از سوی دیگر.
گرای مثبت مذاکره از داخل ایران و گوش شنوای ترامپ
کرنش عده‌ای در داخل برای مذاکره با آمریکا (از حل مسائل منطقه با مدل برجام گرفته تا سفرهای توکیو) نشانه ای بود برای ترامپ، که به دنبال پاسخ گرفتن از فشار حداکثری برای مذاکره است. ترامپ به دلیل نزدیکی به انتخابات ریاست جمهوری 2020 ، سطح این فشار را به سطحی بالاتر یعنی اقدام نظامی ارتقا داد که در آن ما شاهد شهادت سردار عزیز حاج قاسم سلیمانی بودیم. در کنار گراهای مذاکره از سوی برخی عوامل داخلی و قدرت گرفتن موافقان اف.ای.تی.اف و سی.اف.تی اقدامات دولتی در نحوه اجرای سهمیه بندی بنزین که موجب اغتشاشات 98 شد  نیز از جمله نشانه هایی برای آمریکا بود که می‌تواند از فشار حداکثری نتیجه خود را برداشت کند و آمریکا را برای اقدامی در سطح بالاتر جرئت بخشید.
ترامپ به دنبال معامله از طریق فشار حداکثری
معیشتی بودن جنس اغتشاشات 98 و سطح اثر آن این ترجمه را برای ترامپ بهمراه داشت که در صورت اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی، نظام پشتوانه مردمی خود را برای دفاع نخواهد داشت و در این قمار ذلیلانه ترور شرکت کرد، قماری که در صورت موفقیت در آن علاوه بر کنار گذاشتن مهره کلیدی میدانی مقاومت، وجهه از دست رفته خود را برای کشورهای خودباخته منطقه (از جمله عربستان) برگرداند و با عدم پاسخ درخور ایران به این اقدام بتواند برنده شدن در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری خود را نیز تضمین کند و در انتها با فشار نظامی و دریافت نشانه ضعف برای انجام مذاکره در داخل کشور، جمهوری اسلامی را در دوگانه جنگ-مذاکره قرار دهد.
و اما سوی دیگر این قمار برای آمریکا باخت است، باختی که می تواند با انتقام سخت، درخور و بازدارنده جمهوری اسلامی ایران اثرات خود را تا خود انتخابات آمریکا و همینطور اخراج نظامیان آمریکایی از منطقه داشته باشد. پاسخی در وسعت و حجم نامحدود که شروع آن با حضور کم نظیر مردمی برای تشییع پیکر شهدای مقاومت و همینطور سیلی عین الاسد بوده است اما به آن محدود نمی شود

ارسال نظر


captcha
آخرین اخبار