حیاط طیبه در پرتو شهدا

یادی از شهدای دانشجوی کرمان/ شهید علی آمیغی

شهید آمیغی با مفاسدات اجتماعی، مواد مخدر و کلیه حرکاتی که باعث لکه دارشدن انقلاب میگردید مخالف بودند و به طور قاطع برخورد میکردند تا آنجایی که میتوانستند جوانان را راهنمایی میکردند و همیشه آرزوی شهادت را داشتند


شهید علی آمیغی

نام پدر: فرامرز

نام دانشگاه: علامه طباطبایی

رشته تحصیلی:تربیت معلم

مکان شهادت: شلمچه /کربلای 5         

زمان شهادت: 19/10/1365

چگونگی شهادت: اصابت ترکش

زندگینامه:

شهید علی آمیفی در شهر ستان جیر فت و قریه دو لت آباد و در خا نواده ای مذهبی و زجرکشیده و ازطبقه کارگر جامعه دیده به جهان گشودند. تحصیلات خود را تا دوره متو سطه  در زاد گاهش به پایان رساند و برای ادامه تحصیل دوران دبیرستان را در مرکز شهرستان گذراند . شهید آمیفی درهمان اوایل انقلاب درحال شکل گرفتن بود و خود را با محیط اسلام آشنا ساخت و در همان روزهای نخستین قبل از پیروزی انقلاب اسلا می در مدارس به طور پنهانی اعلامیه های حضرت امام(ره)در میان جوانان و دانش آموزان پخش و توزیع میکردند . بطوریکه یکی ،دو بار مدیر مدرسه ایشان  ر اازمدرسه بیرون و مورد بازخواست قرارداده بودند. به نماز اهمیت خاصی میدادند و همیشه نماز را با جماعت میخواند و عادت داشتند همیشه درآخرصف نمازگزاران بایستد .همیشه سجده های طولانی داشتند . به قشر روحانیت علاقه خاصی داشتند و کتاب های زیادی درباب اسلام مطالعه می کردند. با پیروزی انقلاب اسلامی دربسیج مدارس اموزش نظامی را دیدند و عضو فعال ترین  کارکنان  بسیج شناخته شدند . همیشه برای انقلاب و امام دعا می کردند تا اینکه جنگی ناخواسته بر ما تحمیل گردید و از این زمان بود که اکثریت پی به شخصیت واقعی او بودند .هرگز کسی نتوانست خلافی از او ببیند و یا عملی که باعث پشیمانی او گردد سرزند و با جدیت تمام درسنگر مدارس تحصیل را ادامه می دادند .تمام ماه مبارک رمضان را دوره می گرفتند و هرصبح گاه هنگام سحری و نماز با صدایی دلنشین قرآن راتلاوت می کرد ند .بطوریکه یکی ازهمسنگران ایشان صحبت میکرد .می گفت :شهید آمیغی را آن زمان که در جبهه جنوب بودیم شناختم .او گفت :شبی را ندیدم که نماز شبش را نخواند و هر صبحگاه به هنگام نماز قرآ ن کو چک جیبی خود را تلاوت نکند...

شهید آمیغی با مفاسدات اجتماعی ،مواد مخدر وکلیه حرکاتی که باعث لکه دارشدن انقلاب میگردید مخالف بودند و به طور قاطع برخورد میکردند تا آنجایی که میتوانستند جوا نان را راهنمایی میکردند و همیشه آرزوی شهادت را داشتند و خاطره ای که ازایشان برای همیشه یادم هست این بود که به مادرش می گفت تو چند تا پسرالحمد الله داری چه میشه که یکی از آنها برای رضای خدا وند شهید شود هرگز با افرادی که لایق گفتگو و معاشرت نبودند صحبت نمیکرد . او جبهه را نزدیکی با خدا میدانست و هرگاه عملیاتی در حال صورت گرفتن بود .فرماندهان گردان (خدارحمت کند شهید بینا را)او را درجریان می گذاشتند و او هم باشورو شوقی تمام شرکت میکرد و میتوانم  بطور یقین بگویم شهید آمیغی گفتند عملیاتی نبود که شرکت نداشتند .بطوری که مدت 18ماه از عمر خود را بطور جداگانه در جبهه صرف نمود و همیشه سعی می کردند در حالی که عملیات  هست به جبهه بروند و وقتی عملیات کم بود هرگز در جبهه  نمی ماندند و خلاصه اینکه سال  64تحصیلات خود را به پایان  رسانید و برای ادامه تحصیل وارد مرکز تربیت معلم علامه طباطبایی کرمان گردیدند و از همان جا به جبهه اعزا م گردیدند و همیشه درجنگ سمت مسئول مخابرات گردان 414ثارالله رابر عهده داشتند و شهید علی آمیغی هرگز قدمی را جز خشنودی خدا وند بر نداشتند و تا اینکه در همان سال درعملیات  کربلای 5 در منطقه شلمچه  به آرزوی  دیرینه اش که همان شهادت درراه خدا بود رسیدند.

 

انتهای پیام/

ارسال نظر


captcha
آخرین اخبار