تولیدات دانشجویی؛

معشوق اگر عاشق شود/ قسمت نهم

داستان عاشقانه دانشجویی است که مسیر تحول افرادی از قشر خاکستری در طی مسیری شهدایی بیان می کند. همراه با چاشنی طنز و ادبیات محاوره ای دانشجویی اما در فضایی سنگین.


ان شاالله هر هفته یک قسمت از مجموعه رمان «معشوق اگر عاشق شود» به عنوان تولیدات دانشجویی ارائه می شود. این رمان به قلم خانم زینب عسکری یکی از فعالان دانشجویی اهل قلم استان کرمان به رشته تحریر درآمده است.

 

  ﻗﺴﻤﺖ نهم

مامان ترنج با سینی آبمیوه و کیک وارد اتاق میشه،

- نازیه خودم چطوره؟!

- عه مامان سلام ببخش متوجه اومدنت نشدم.

-آره خب بیرون رو ذهنتو پر کرده بود.

-تو که می دونی نمی تونم بهت نگم؛ اصلا هیچی تودلم نمی مونه واسه تو مامان جوونی.

ترنج دختر یکی دونه شو بغل میگیره دستی تو موهاش می کشه٬

- خوشحالم که اینقد دوستت دارم، بگو عزیزم من همیشه واسه تو وقت دارم.

- نمی دونم چمه؟ گیجم، پرم، خالیم٬ حس می کنم خلا وجودمو پر کرده! چرا ما؟! چرا این دنیای به این بزرگی و پیچیدگی؟! چرا این دنیای بی پایانِ پایان  پذیر؟ چرا؟ چرا ..؟! مامان ترنج تو لااقل جوابمو بده خیلی با خودم ور رفتم٬ اما نمیشه که نمیشه. من دختر دکتر لووس بابایی و مامانی ٬ همچی دارم و هیچی ندارم! ببخشید اما مامان یوقتایی حس می کنم خیلی تنهام؛ دستم از وجودم خالیه. پر از دنیای گنگ و نامفهوم.

ترنج خانم که انگار منتظر شنیدن همچین حرفایی بوده، اصلا جانخورد و جواب داد:

- می دونی دخترم برای پرشدن باید٬ باید خلا رو فهمید، باید عاقلانه دید و عاشقانه زندگی کرد. اینکه بدونی تو شکاف عمیق قلبت کی می تونه حاکم باشه و این حفره رو بپوشونه. بنظرم خالق دنیا یه فیلسوف قهار و زبردسته که منطق رو حاکم کرده بر همه چیز این جهان بزرگ بی پایان٬ اما منطقی عاشقانه. آره عاشقانه ٬ پشت این دنیای مغرور و عاقل ٬یه دنیا عشق نهفته است. حتما و فقط یه خالق عاشق می تونه یه همچین عظمتی رو به منصه ظهور بذاره. البته ندید بگیر که مامانت عاشق فلسفه هست و اونو به عنوان درس مورد علاقش تدریس می کنه!

- نمی دونم مامان اما حس می کنم با دنیات بیگانه نیستم و حرفاتو یکم می فهمم اما خب نمی تونم درکت کنم.

- خوبه حالا که برات غریبه نیست این آبمیوه رو بخور تا بیشتر گپ بزنیم.

 نازی لیوانو تو دسش می گیره و آبمیوه شو آروم آروم سرمی کشه. تا بیشتر و زودتر حرفای مامانو گوش کنه.

- اینکه ذهنت درگیره این حرفاست یعنی وارد مرحله عظیم تری از زندگی شدی روزایی که بدنبال یه آرمان بزرگتری هستی چیزی که تو رو آروم و قانع کنه.. یه چیزی که بقول خودت ...

 

ادامه دارد..

ارسال نظر


captcha
آخرین اخبار