یادداشت/ ریحانه محمدی

ما انقلاب کردیم که ...

از انقلابی بودن ما شاید چیز زیادی بر جا نمانده باشد اما در انقلابی بودن آنچه بی‌نظیر بود استعداد لذت بردن از مقاومت در برابر اجماع عمومی بود. آنهایی که واقعیت را منکرند دنبال نشانی‌اند برای امیدواری، می‌سازند وسط ویرانه؛ گل می‌کارند وسط کویر.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی /ریحانه محمدی مسئول تحلیل و بررسی بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد ممسنی به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی یادداشتی نوشت.

متن این یادداشت به شرح زیر است:


سحرگه رهروی در سرزمینی
همی گفت این معما با قرینی
که ای صوفی شراب آن گه شود صاف
که در شیشه برآرد اربعینی

ما انقلاب کردیم که....»، دیگر امروز جمله‌ای شده است چهل ساله. معمولا این جمله یا به شکل پرسشی مطرح می‌شود یا خبری. به قصد تأکید بر امر مسجلی یا شکل دادن به اعتراضی و هر سال به دلیلی. «ما انقلاب کردیم»: که آزادی، استقلال، نابرابری‌های اجتماعی، هفت تپه و....

بر سر هر یک از این چهار کلمه چهل سال است که بحث مختومه نمی‌شود و کاملا بستگی دارد به احوالات‌مان. از همان کلمه اول شروع کنیم:

«ما»: «ما» انقلاب کردیم یا آن‌ها؟ «ما» انقلاب کردیم یا «شما»؟ خارجی‌ها خواستند یا داخلی‌ها؟ مردم یا نخبگان؟ شاه یا رهبری؟

«انقلاب»: آنچه اتفاق افتاد انقلاب بود یا کودتا؟ انقلاب خوب است یا بد؟ انقلاب اسلامی بود یا دموکراتیک؟ «انقلاب»ی بود بی‌سلاح، با «گل و سوسن و یاسمن» یا خشن و خونین؟

کردیم»: انقلاب‌ها را ما پی می‌ریزیم یا انقلاب‌ها می‌شوند، بخواهیم یا نه؟ محصول بحران ساختارها و سر به‌هم دادن مجموعه‌ای از مولف‌های عینی زاییده تخیل‌های شکوفا (یا معیوب) و ذهنیت‌های مبدع؟ مثلا تقصیر شریعتی بود یا فلک غدار؟ محصول مثلث معروف «خشم» یا...


«که»: انقلاب کردیم که چه شود؟ همه «پس از انقلاب‌ها» را همین «که» رقم می‌زند و بر آن اساس حسرت می‌آفریند یا پشیمانی. آه! امان از این «که»ی آرزومند.

چهل‌سالگی سن بلوغ است و قاعدتا نه دیگر رادیکالیته جوانی را دارد و نه ذوق زدگی آغازین را. انقلاب تجربه یک زخم باشد یا خاطره یک امید...

بعد از چهل سال باید بتوان مقصود و مقصد آن را توضیح داد تا فراتر از قبض و بسط‌های عاطفی یک «تجربه» بدل شود به تاریخ. از موقعیت متهم یا پیش‌شرط بدل شدن «تجربه» به تاریخ دموکراتیزه کردن خوانش از انقلاب و متولی‌زدایی از تجربه‌ای است چندصدایی، ترکیبی از ایده‌های رقیب و جبهه‌بندی‌هایی متعدد. ارزیابی تجربه تاریخی انقلاب نیز محتاج صرف توأمان زمان‌ها است؛ زمان کند فرهنگی و زمان تند حادثه؛ اورژانس لحظات ملتهب و تغییرات بطئی تمدنی... تا معلوممان شود مقصود ِ آن اگر شکل دادن به «ما»یی آلترناتیو و شکل دادن به فاعل‌هایی شناسا بوده است تا کجا در انقلاب و با آن به مقصد رسیده و سرنوشت ما را به کدام سمت رقم زده است؟


از انقلابی بودن ما شاید چیز زیادی بر جا نمانده باشد اما در انقلابی بودن آنچه بی‌نظیر بود استعداد لذت بردن از مقاومت در برابر اجماع عمومی بود. آنهایی که واقعیت را منکرند دنبال نشانی‌اند برای امیدواری، می‌سازند وسط ویرانه؛ گل می‌کارند وسط کویر.

ما انقلاب کردیم که... خب!

همه‌چیز در حدفاصل همین دیروز و فردا رقم می‌خورد: «انقلاب خوب بود. انقلاب خوب است؟»

پس مهم‌ترین انتظار از هر چه به چهل‌سالگی مربوط است گذار از غبارها و صاف‌شدگی است نه این که باز غباری بیفکنیم...

انتهای پیام/

ارسال نظر


captcha
پربازدید ها
آخرین اخبار