یادداشت/محمدهادی صحرائی

دخترکم أمل، پسرکم آدم

«أمل» یعنی امید، یعنی آرزو. یعنی آن آینده خوشی که پدر و مادری برای فرزندان خود آرزو می‌کنند و به امید آن، روز و شب خود را به هم می‌دوزند و جوانی خود را برایش صرف می‌کنند.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی :محمدهادی صحرائی/ «أمل» یعنی امید، یعنی آرزو. یعنی آن آینده خوشی که پدر و مادری برای فرزندان خود آرزو می‌کنند و به امید آن، روز و شب خود را به هم می‌دوزند و جوانی خود را برایش صرف می‌کنند. «أمل» یعنی آن خانه آرامشی که پدر و مادری دلسوز، هر روز و شب برای ساختنش یکی یکی آجر امید و آرزو روی هم می‌گذارند تا آینده فرزندشان را بهتر از امروز خود کرده باشند. یعنی نگاه مهربانانه پدر و دلِ نگران مادر که ذره ذره بزرگ شدن فرزند خود را نظاره گرند تا خاری به پای نازکش نخلد. «أمل» یعنی حکایت دنباله‌دارِ مو به مو سفید شدنِ روزگار جوانیِ پدر و مادر برای جوان شدن فرزند. یعنی یک دنیا رنج پدرانه برای به ثمر نشاندن نهال زندگی. یعنی یک عمر محبت مادرانه‌ای که قطره قطره پای نهال خود می‌ریزد تا باغ رؤیاهای رنگارنگ کودکش جان بگیرد. یعنی تلاش پدر و مادر، برای تأمین و بخشیدن آنچه که خود در گذشته حسرت داشتنش را داشته‌اند به فرزندان امروزشان. «أمل» یعنی تکرار کودکی گذشته پدرو مادرها در آینه فرزندان خود. «أمل» یعنی عشق یعنی محبت.

 

     تاریخ بشر، کم به خود جرم و جنایت ندیده و بسیار سایه سنگین ستمکاران و تنِ نحیف ستمدیدگان را بر خود تحمل کرده است. از زمانی که حافظه بشر یاری می‌کند، جنایت را قابیل شروع کرد و با قتل هابیل، شجره خبیثه غرور و استکبار را غرس نمود و بعد از آن رهروانی یافت که راهش را بیش از او ادامه دادند و در مقابل آنان کسان دیگری نیز بودند که چون هابیل، قربانی جنایت پیشگان شدند و صفحات تاریخ را با خون و مقاومت و مبارزه خود، رنگین و بعد از زندگی رقت بارشان، مظلومانه مردند و آنها نیز که مبارزه کردند یا به پیروزی رسیدند و یا به سرنوشت مظلومان پیوستند. داستان فرعون‌ها و نمرودها و معاویه‌ها و یزیدها و حجاج‌ها و چنگیزها و شارون‌ها و صدام‌ها از همان سنخ قابیل است و پیامبران و صالحان و مردم مظلوم از فلسطین و مصر و شام آن زمان تا ایران و عراق و سوریه و کشمیر و نیجریه و میانمار و افغانستان و فلسطین و یمن و بحرین و... در این زمان از مظلومیت هابیل‌اند. گُرده مظلومان در همیشه تاریخ، رَد شلاق مستکبران را بر خود داشته و این دست استغاثه آنان است که همیشه خدا به آسمان بلند بوده است.

 

    در اسلامِ سرافراز، کم نداریم آیات و روایاتی که روحیه جوانمردی و مردانگی را تحسین نموده و صاحبان عزم و اراده را به اظهار نفرت از ستمکاران و اقدام عملی علیه آنان و جنایاتشان فراخوانده است. کم نداریم آیات و روایاتی که از مؤمنان خواسته تا در مقابل ستمکاران ساکت ننشینند و هرکس هرطور که می‌تواند و با هر وسیله‌ای که دارد به مقابله با مستکبران و جنایتکاران برخیزد. کمک کردن به جبهه مظلوم امری فطری و بر همه مؤمنین و مسلمین، فرض و واجب است. با تیغ نشد، تیر نشد، نیزه نشد سنگ/ باهرچه که دستم برسد آمده‌ام جنگ، شیوه سلحشوران و دستور اسلام ناب در برخورد با ظالم است و حتی بیش از این هم هست و خدا برای عامه مردم راهپیمایی را نوعی جهاد مأجور دانسته. همانکه سابقه حدوداً 55 ساله در انقلاب اسلامی ایران دارد و چند سالی است در اربعین حسینی، بین‌المللی شده و با راهپیمایی بازگشت فلسطینیان، قرار است آنها را به پیروزی برساند. «هیچ تشنگى و رنج و گرسنگی در راه خدا به آنان نمى‌رسد؛ و در هیچ مکانى که کافران را به خشم مى آورد قدم نمى‌گذارند و از دشمنى غنیمتى به دست نمى‌آورند مگر اینکه به سبب آن، عمل صالحى براى آنان نوشته مى‌شود، زیرا خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌‏کند.»

 

     رسانه‌های حاکم بر جهان، اجازه فهمیدن کامل حقایق را به مردم جهان نمی‌دهد و از ابتذال و لذت و حتی از ورزش و تفریح و سرگرمی، مخدری برای انحراف و به بندِ نامرئی کشیدن مردمان استفاده می‌کنند ولی با این وجود، اگر در گذشته دیدن عمق جنایات مستکبرین برای همه میسور نبود، امروزه می‌توان از لابلای دوز و دروغ‌های نظام سلطه، هم چهره پلید جنایتکاران را دید و هم نگاه بی‌رمق مظلومان را نظاره کرد. روزگاری نه چندان دور بود که تنها می‌شد تصاویر مردمان و کودکان پوست به استخوان چسبیده آفریقایی را دید و بر کاخ مستکبرین نفرین کرد، اما امروزه با وجود سیطره شیطانی مستکبرین بر رسانه‌ها و مأموریتشان برای مشغول کردن افکار و از کار انداختن اراده‌ها، گاهی عکس و گزارشی در جهان منتشر می‌شود که بهت‌آور و حیرت‌انگیز است. در جهانی که ثروت مردمانش را عده‌ای از خدا بی‌خبر و خداستیز، غارت کرده و از آن خود می‌دانند و کشورهای ضعیف را مستعمره کرده‌اند و همه مردمان را برده و بنده خود می‌دانند و از بهشت شداد نیولیبرال سخن می‌گویند، کودکانی هستند که از گرسنگی می‌میرند و از تشنگی کشته می‌شوند.

 

    جنایتکاران چهره عوض کرده‌اند و دیگر مثل سابق، چشمشان کاسه خون نیست و از دست و پنجه‌شان خون نمی‌چکد. نعره نمی‌زنند و شلاق نمی‌کشند. گاهی چنان آراسته و پیراسته‌اند و خود را خیرخواه مردم معرفی می‌کنند که بسیاری از ساده‌لوحان و ساده‌دلان گردشان جمع می‌شوند. مثلاً همان پیرزن شیک‌پوش و مبادی آدابی که ملکه می‌خوانندش، در اصل وارث دزدان دریایی است و ثروتش همان الماس و برلیان‌هایی است که از آفریقا و آسیا دزدیده‌اند. یا همان کاخ سفیدی که میان جانیانِ پر ادا و اطوار دست به دست می‌شود و برای مردم قیافه می‌گیرند، بر دریای خون میلیون‌ها بومی بنا شده است که تمدن‌های کهنشان توسط فاتحین آمریکا منقرض شده است. اینکاها، آزتک‌ها، سرخپوستان، کشته‌شدگان و آسیب‌دیدگان بیش از هفتاد جنگ بزرگ معاصر و... تنها جنایات مشخص شده تا امروز سران آمریکاست که اصل و اساس شرارت بوده و هستند. تکبر و تفاخرِ امروز سران استکبار، حاصل غرورهای شکسته شده و آمال به یغما رفته و حسرت‌های به جامانده مظلومان است و همه این‌ها در کنار دریاهای خون و کوه‌های اجسادی است که کاخ‌نشینان امروز وارث همه آنها هستند.

 

      زمانی نه چندان دور، اماممان گفت: «اگر از آمریکا و صدام بگذریم از آل‌سعود نخواهیم گذشت.» و آن زمان چهره آل‌سعود همچون امروز رسوا نبود و هنوز خادم‌الحرمینش می‌دانستند. اما چند سال است که بعد از کشتار میهمانان خدا در منا و 3سال و نیم است که با جنایت و خباثت بی‌دلیل و پیوسته‌اش در یمن، مردم جهان بیش از پیش به پیشه پدری‌اش پی برده‌اند. امروز همگان می‌دانند که این گاوشیرده عموسام که برای پابرهنگان یمنی، وحشی شده، با تکیه بر آمریکا از هیچ جنایتی فروگذار نیست و نایب شیاطین است در جنگ نیابتی با اسلام و مسلمین. اصلاً پاسخگو نیست که دلیل این همه دیوانگی و درندگی چیست؟ ترامپ شیرش را می‌دوشد و لگدش را به مسلمانان می‌زند. زائران خانه خدا را از تشنگی می‌کشد، نخست‌وزیر می‌دزدند، خبرنگار سلاخی کرده و به اسید می‌سپارد یا دیگری را در کشورهای دیگر می‌کشد و.... این قوم هم، مثل اربابانش از همان بدو تشکیل، بر دریای خون مظلومان خانه کرده‌اند و تنها خدا می‌داند که این جانوران سعودی چه جنایت‌هایی به بشریت و اسلام کرده‌اند و برای سیطره حکومت مستهجن خود، چقدر جنایت کرده‌اند.

 

      در این یکی دو هفته اخیر، دو خبر و دو تصویر تکان‌دهنده دنیا را شگفت‌زده‌تر کرده و به انسان بودن آل‌سعود و سران کاخ سفید مشکوک نموده است. یونیسف و فائو و نهادهای ریز و درشت حقوق بشری و مزدوران نظام سلطه، سفیران صلح سازمان ملل و بازیگرانِ کاسب شده‌ای که، فرزند خوانده‌های رنگارنگ دارند نیز از خود علائم حیاتی نشان نمی‌دهند و عملاً دهن به مزد بودن و قلم به پول بودن خود را ثابت کرده‌اند. سه سال‌‌و نیم است که ثروتمندترین کشور عربی و گاوِ سوگلی کدخدا، بدون هیچ دلیل قانونی و عقلی، یکی از فقیرترین کشورهای عربی را با بدوی‌ترین شیوه‌های تحریمی و نوین‌ترین سلاح‌های جهنمیِ آمریکایی و اروپایی، نسل‌کشی می‌کند و هنوز حمایت می‌شود. « أمل حسین» دختر هفت ساله یمنی و «آدم» پسربچه 10 ساله یمنی که هنگام شهادت، تنها 10 کیلو وزن داشت و هر دو از گرسنگیِ مفرطِ حاصل از تحریم و جنگ تحمیلی به شهات رسیده‌اند، ویترین نظم نوین آمریکایی و سند حقانیت ایران و مستضعفین در مبارزه با آمریکای یاغی و طاغی هستند.

 

     دخترکم أمل، پسرکم آدم! شما رفتید و از این دنیای سیاهِ تباه، راحت شدید، خدا به داد مادران داغدارتان برسد. به جایی رفتید که برای امثال شما نه گرسنگی هست و نه تشنگی، نه غم دارید و نه غصه، نه سرمای سوزان و نه گرمای‌گدازان. پیش خدا رفته‌اید و آرام گرفته‌اید و او خونخواه شماست. نزد حاکمی رفتید که حق شما و همه مظلومان را خواهد ستاند. قسم به خدایی که حق است و به عدالتی که در انتظار و به عذابی که در کمین و به خشمی که لبریز، یادتان تا وقت معلوم، با یاد شش ماهه مدینه و کربلا و رقیه و الدره و آیلان و محمدطه و... خواهد ماند که خون مظلوم، آتش در رگ‌های مردم می‌دواند. شک نکن. و همگان خواهند دید که روز عدل بر ظالم، سخت‌تر از روز ظلم است به مظلوم. و به زودی از قاتلان شما خواهند پرسید که «به کدامین گناه کشته شدند؟» (2) دخترکم آرام بگیر و پسرکم آرام بمیر که مقاومت زنده است و این روزهای عسرت یمن هم به سر خواهد رسید و روز انتقام سخت و خشن، در راه است. و آرواره‌های نجس آل‌سعود و آل صهیون و آل سام که گوشت تن‌هاتان را پاره پاره کرده است با سنگ سفت و سخت صخره‌های مقاومت شکسته خواهد شد وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.

محمد هادی صحرایی/مدیریت علمی پژوهشی ناحیه بسیج دانشجویی کرمانشاه

 

 

 

ارسال نظر


captcha
آخرین اخبار