بیانیه جمعی از جوانان انقلابی استان یزد در پی اقدامات ضد ارزشی و توهین عضو شورای شهر یزد به روحانیت و بی تقاوتی شورا نسبت به معضلات شهری


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی از یزد: در پی اقدامات ضد ارزشی و توهین عضو شورای شهر یزد به روحانیت و باور های دینی مردم دارالعباده یزد و بی تفاوتی شورا نسبت به معضلات شهری و اقدامات حاشیه ای اعضای شورا؛ جمعی از جوانان انقلابی استان یزد بیانیه ای صادر کردند که متن آن به شرح زیر است:

 

باسمه تعالی

 

رهبر انقلاب: نگاه کنید ببینید چه اولویت دارد؛ بعضی از قوانین ممکن است مطرح بشود، وقت  را هم بگیرد، یک مسئله‌ای را هم در محیط اجتماعی درست بکند درحالی‌که هیچ اولویتی هم ندارد؛ این‌ها را باید کنار گذاشت.

 

اخیراً خبری منتشر شد مبنی بر نام‌گذاری خیابانی در یزد توسط کمیسیون فرهنگی-اجتماعی شورای شهر به نام «دکتر مصدق». این مسئله از چند زاویه قابل‌تحلیل و تدقیق است که در ادامه اشاره می‌شود:

اولاً مصدق برخلاف آن چهره‌ای که از او در کتاب‌های درسی تاریخ به ما معرفی‌شده است، چهره چندان درخشانی در تاریخ ایران به شمار نمی‌رود. اگر جستجویی در تاریخ معاصر داشته باشیم به صحت این ادعا پی خواهیم برد. در ادامه به گوشه‌ای از این اسناد تاریخی اشاره می‌شود:

- مصدق در 30/7/1306 می‌گوید: «… شما نوشته‌جات ملکم را بخوانید ببینید اگر ناصرالدین‌شاه یک نفر آدم عاقلی بود می‌بایستی تمام اختیارات خودش را به ملکم واگذار کند. چون آنچه او گفت به خیر مملکت و به خیر ناصرالدین‌شاه بود ولی چون نکرد و چون یک دسته‌هایی بودند که درواقع مخالف باعقیده ملکم بودند آن‌ها می‌رفتند ملکم را بد می‌کردند….» درحالی‌که همگان نیک می‌دانند که ملکم، قطعاً یک شخصیت فراماسونر بوده است.

- نویسنده کتاب«زندگی‌نامه مصدق السلطنه» درجایی از کتاب می‌نویسد:«... و سرانجام دکتر محمد مصدق با دست پنهانی سیاست انگلیس در فارس به سمت والی گری انتخاب و مشغول کار می‌شود».

- رضاخان که ذکر جنایت‌های وی دل هر انسانی را می‌آزارد، این‌گونه موردعنایت مصدق قرار می‌گیرد: «… ما نسبت به آقای رضاخان پهلوی، بنده نسبت به شخص ایشان علاقه‌مند هستم و ارادت دارم… بنده برای حفظ خودم و خانه و کسان و خویشان خودم مشتاق و مایل هستم که شخص رئیس الوزراء رضاخان پهلوی نام، در این مملکت باشد. برای اینکه من یک نفر آدمی هستم که در این مملکت امنیت و آسایش می‌خواهم و حقیقت از پرتو وجود ایشان، ما در ظرف این دو سه سال این‌طور چیزها را داشته‌ایم و اوقاتمان صرف خیر عمومی و منافع عامه شده»

- او در مجلس دوره چهاردهم طی نطقی می‌گوید: «بنده می‌خواهم اینجا عرض کنم که من در این مجلس از همه بیشتر شاه را دوست دارم... ما امروز یک شاه خوب داریم و شاه خوب را باید نگاه‌داریم… خدا شاهد است آقایان این شاه وطن خودش را دوست دارد، با حسن نیت است و والله شاید کسی از ما به‌قدر او حسن نیّت ندارد.»

- جبهه ملی در جریان خیزش دینی ملت ایران در 15 خرداد سال 42 درحالی‌که رهبر آن جبهه ـ مصدق ـ هنوز زنده بود هیچ عکس‌العملی نشان نداد بلکه این قیام را به‌عنوان یک حرکت ارتجاعی در جریان روبه‌جلوی مدرنیسم پهلوی و روشنفکران داخل در حکومت ارزیابی کرد. جبهه ملی به اراده سیاستمداران آمریکایی به صحنه آمد تا واقعه 28 مرداد تکرار شود و همچنین با غیرانسانی دانستن قصاص، حضرت امام آن‌ها را مرتد اعلام کرد:«آن‌هایی که از بعضی جبهه‌ها هستند تکلیفشان معلوم است آن‌ها از اول هم ـ از آن‌وقتی تأسیس‌شده ـ مسئله اسلام بینشان مطرح نبوده است و آنچه مطرح بوده است ـ اگر راست بگویند ـ همان ملی‌گرایی بوده [جبهه ملی] است و من در این هم شک دارم.»

 

- حضرت امام(ره) هم‌چنین در جای دیگر فرمودند:

شهید مدرس که سال‌ها با مصدق از نزدیک ارتباط داشته است، مصدق را فردی سیاست‌باز می‌دانست که به‌مقتضای منافع خود حرکت می‌کند. نه به اقتضای مصالح ملت. مدرس درباره مصدق به همین صراحت می‌گوید:
«... پایه و کلاس اول سیاست عوام‌فریبی است و من با نبوغ و دهائی که در آقای مصدق السلطنه سراغ دارم یقین دارم که ایشان همیشه در کلاس اول سیاستمداری باقی خواهند ماند.»

هم‌چنین مقام معظم رهبری درباره مصدق می‌فرمایند:

«شصت سال است که از ۲۸ مرداد ۳۲ تا امروز در هر موردی که با آمریکایی‌ها مسئولین این کشور اعتماد کردند، ضربه خوردند. یک روزی -مصدق به آمریکایی‌ها اعتماد کرد، به آن‌ها تکیه کرد، آن‌ها را دوست خود فرض کرد، ماجرای ۲۸ مرداد پیش آمد که محل کودتا در اختیار آمریکایی‌ها قرار گرفت»(19/11/1391)

و در جای دیگر می‌فرمایند:

- «دوران مصدق هم - که دوران نسبتاً آزاد و به قول خودشان دمکراسی بود - به‌هیچ‌وجه نبود. دکتر مصدق مجلس شورای آن روز را منحل کرد - یعنی چیزی که به‌حسب ظاهر نماد دمکراسی بود؛ که البته در آن، دمکراسی هم نبود - و گفت من اختیارات می‌خواهم. اختیارات را گرفت؛ اول شش ماه، بعد شش ماه دیگر. در دو سال حکومت خودش، یک سال یا بیشتر، با اختیاراتِ مطلق زمامداری کرد؛ خودش قانون وضع می‌کرد، خودش امضاء می‌کرد و خودش به اجرا می‌گذاشت.» (3/3/1384)

و در جای دیگر:

- «آن نکته‌ای که فوق‌العاده اهمیت دارد این نکته است که بعدازآن مجدداً دولت مصدق روی کارآمد اولین عکس‌العملی که نشان داده شد بی‌اعتنائی به مرحوم آیت‌الله کاشانی است. مصدق دید مردم آمدند توی خیابان‌ها و شعار دادند و یا مرگ یا مصدق گفتند و یک عده‌ای کشته شدند مطلب بر او مشتبه شد خیال کرد این مردم از او حمایت می‌کنند نفهمید که مردم از دین و از احساسات دینی‌شان دارند حمایت می‌کنند. آن روزی که به اسلام پشت کردند آن روزی که خودشان را از اسلام و از قرآن و از احکام اسلامی و از فقاهت اسلامی جدا کردند مردم به آنان آن‌چنان پشت کردند که در تاریخ به‌عنوان یک درس تاریخی باقی ماند.»

حال با این چهره‌ای که از مصدق ارائه شد، واقعاً جای تعجب است که در نظام اسلامی، آن‌هم در شورای اسلامی شهر، آن‌هم در کمیسیون فرهنگی بخواهند این اقدام ضد اسلامی و ضد فرهنگی را انجام دهند. به‌جای مطرح کردن اسامی غیرانقلابی و غیر اسلامی، بهتر است خیابان‌ها و دیگر اماکن عمومی را به نام شخصیت‌های فرهیخته و مسلمان خصوصاً علمای متعدد ملی و یزدی که بعضاً به خاطر قصورها و تقصیرها، حتی نامشان برای مردم گمنام است، نام‌گذاری شود.

ثانیاً در شرایط کنونی کشور که موضوع اقتصاد و معیشت مردم از فوریت و اولویت ویژه‌ای برخوردار است و وظیفه اصلی مسؤولان-اعم از مسئولان شهری و استانی تا کشوری- در درجه اول پرداختن به این مسئله است ، چه جای طرح مسائل حاشیه‌ای و فرعی؟ به گفته مقام معظم رهبری همه قوا و دستگاه‌های کشور باید در این شرایط، خارج از دیوان‌سالاری‌های معمول و  به‌صورت جهادی و انقلابی وارد میدان شوند و نقش خودشان را پیدا کنند و در حد توان به پر کردن خلأها و خدمتگزاری مردم بپردازند. سؤال ما از شما به‌عنوان اعضای شورای شهر این است که واقعاً چند درصد و بلکه چند نفر از مردم دارالعباده یزد، دغدغه نام‌گذاری مصدق بر یکی از خیابان‌های یزد رادارند؟ آیا کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر که باید مشکلات فرهنگی و آسیب‌های اجتماعی شهری را احصا کند و به چاره‌جویی برای حل آن‌ها بپردازد، این‌قدر آسوده‌خاطر است و اوضاع را مناسب می‌بیند که تنها مشکل باقی‌مانده در یزد را این می‌داند که خیابانی به نام مصدق نداریم؟ به‌راستی وظایف خودتان که در قانون اساسی تصریح‌شده است را روزانه و قبل از هر جلسه نصب العین خود قرار می‌دهید؟ خودتان به عملکرد خودتان در اجرای وظایف خصوصاً بندهای 2 تا 7 (به‌عنوان نمونه بند دو: بررسی و شناخت کمبودها ، نیازها و نارسایی‌های اجتماعی ، فرهنگی ، آموزشی ، بهداشتی ، اقتصادی و رفاهی حوزه انتخابیه و تهیه طرح‌ها و پیشنهادهای اصلاحی و راه‌حل‌های کاربردی در این زمینه‌ها جهت برنامه‌ریزی و ارائه آن به مقامات مسئول ذی‌ربط) چه نمره‌ای می‌دهید؟

 اگر از مشکلات خبر ندارید ما جوانان انقلابی یزد از همین‌جا اعلام آمادگی می‌کنیم که حاضریم مشکلات و کمبودهای فرهنگی و ورزشی و اجتماعی یزد را خالصانه و بدون هیچ چشم‌داشتی در اختیار شما قرار دهیم و حتی در مواردی راه‌حل‌هایی هم برای رفع آن‌ها پیشنهاد کنیم.

اعضای محترم کمیسیون فرهنگی-ورزشی-اجتماعی شورای شهر یزد!

شما که مدام از نشاط اجتماعی مردم سخن می‌رانید ، از کمبود پارک‌ها و بوستان‌ها و امکانات رفاهی و تفریحی و ورزشی خصوصاً در مناطق مستضعف و حاشیه‌ای شهر باخبرید؟ آیا از وضعیت سینماهای یزد باخبرید؟ آیا از کشف حجاب‌های اخیر در پارک کوهستان و در خیابان‌های شهری خبردارید؟

اگر خبر ندارید که باید اندکی از میزهای اداری فاصله بگیرید و خودتان یا مأمورانتان از وضعیت فرهنگی و اجتماعی جامعه اطلاعات بیشتری کسب کنید و به واقعیات موجود، نزدیک‌تر شوید تا درگیر مسائل بی اولویت نشوید. اگر هم خبردارید پس چرا ساکت و بی‌خیال نشسته‌اید و خود را به امور بی‌فایده مشغول کرده‌اید؟ چرا به دنبال انجام کارهای اساسی و دارای آثار بلندمدت نیستید؟

ضمناً متنی از یکی از اعضای کمیسیون فرهنگی شورای شهر یزد منتشر شد مبنی بر ادعای بوسیدن دست‌ زن شاه توسط یکی از روحانیون معروف یزد و نام گزاری یکی از خیابان‌های یزد به نام این روحانی .

چون نویسنده ادعا دارد که یکی از خیابان‌های یزد به نام این روحانی است پس آخوند درباری نیست که در طول تاریخ آخوندهای درباری وجود داشته‌اند که بارها و بارها مورد سرزنش خمینی کبیر قرار گرفتند.

اما اگر منظور ایشان روحانیت انقلابی و خدوم باشد که نامشان زینت‌بخش خیابان‌ها و معابر و میدان‌های شهر است ، نویسنده نامه چه جایگاهی برای خود متصور است و از کدام جریان حمایت می‌شود که این‌گونه به روحانیت توهین می‌کند.

توهین به روحانیت و تاختن به ایشان نشان‌دهنده چه طرز تفکری می‌باشد در حالیکه انتظار از شورای اسلامی شهر دارالعباده اسلامی بودن آن است.

چگونه است که جرئت به خود می‌دهد در مورد روحانیت انقلابی و خدوم ملت که قطعاً از ارکان اصلی نهضت اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی می‌باشند و به گفته امام مقابله با آن‌ها از اهداف دشمنان اسلام و نظام است این‌چنین سخن بگوید.

ما جوانان انقلابی یزد این توهین گستاخانه را برنمی‌تابیم و تا عذرخواهی این عضو شورای اسلامی شهر یزد دست از کار نمی‌کشیم.

 

 در پایان از شورا انتظار داریم اکنون‌که در آستانه یک‌سالگی شورا هستیم،طبق بند 31 وظایف شوراها در قانون اساسی( شورا موظف است در پایان هرسال مالی صورت بودجه و هزینه خود را جهت اطلاع عموم منتشر نماید و نسخه‌ای از آن را جهت بررسی به شورای شهرستان و استان ارسال کند) گزارش مالی خود را در اختیار افکار عمومی قرار دهید.

یادآوری می‌کنیم فرصت چهارساله خدمتگزاری، فرصت محدودی است و همان‌قدر سریع که این‌یک سال گذشت، سه سال دیگرش هم می‌گذرد. پس کاری کنید که بازهم در صدر جدول باقی بمانید.

امیدواریم تدابیر لازم را جهت بهبود عملکرد شورا و افزایش کارآمدی آن در مدیریت شهری و کاهش مشکلات به‌کارگیرید تا شاهد شهری آبادتر باشیم.

 

 

ارسال نظر


captcha
آخرین اخبار