یادداشت/

فرصت که دهی زدست ...

ماهِ رمضان ماهى است که قرآنی نازل شد که راهنمای مردم و نشانه‏هاى هدایت و جدا کننده حق از باطل است. ماه رمضان از راه رسیده و مؤمنین چون کودکانی که پس از مدتها مادر خود را دیده اند، به سویش دویدند و در آغوشش آرام گرفتند.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی : ماهِ رمضان ماهى است که قرآنی نازل شد که راهنمای مردم و نشانه‏هاى هدایت و جدا کننده حق از باطل است. ماه رمضان از راه رسیده و مؤمنین چون کودکانی که پس از مدتها مادر خود را دیده اند، به سویش دویدند و در آغوشش آرام گرفتند. ماه رقت قلب و رفاقت با خدا، ماهی که زمین به آسمان نزدیک می گردد و سخن ملائک شنیده می شود. ماهی که کندوی عسل است و ماهی که باید با گرسنگی، هم تصفیه جسم کنیم و هم تسویه نفس. هم یادی از گرسنگی گرسنگان و هم یادی از گرسنگی قیامت. ماهی که باید اندرون از طعام خالی داشت تا در او نور معرفت بریزند و ببینیم. آخ اگر خدا ماه رمضان را چون لقمه ای که مادران مهربان در کیف مدرسه کودکانشان می گذارند، در کوله عمر و سالهامان نمی گذاشت، نفس و شیطان چه برسرمان می آوردند و ما مردمان چه بر سر هم می آوردیم. خدایا به خاطر این ماه ماهت شکر و به خاطر لطافت قلبی که به ما می دهی و مهربانمان می کنی سپاس. و هرگز چشم از ما برندار.

ماه رمضان است و سفره های مهربانان، همه پهن. اگرچه مردم از بی تدبیری ها، در مضیقه اند، ولی خدارا شکر برکت، دست خداست و چشم خدا به ماست. و ما نیز چشممان به لطف خداست نه کدخداهای نادرست. از ابتدا هم همین بود. ما دهه پنجاه و شصتی ها از وقتی که دست چپ و راستمان را یاد گرفتیم و توانستیم "الله اکبر خمینی رهبر" بگوییم، فهمیدیم که ابرقدرتهای غرب و شرق نمی توانند هیچ غلطی بکنند و کاری به دستشان نیست و تنها خانه زادها و بزرگ شدگان خانه کدخدا از کُت کدخدای مرده هم می ترسند. در همین قرآنی که جدا کننده حق از باطل است، هست که" اگر پیامبر را یارى نکنید، قطعاً خدا او را یارى کرده ... آنگاه که در غار [ثَور] بودند، و به همراه خود مى‏گفت: «اندوه مدار که خدا با ماست.» پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد، و او را با سپاهیانى که آنها را نمى‏دیدید تأیید کرد، و کلمه کسانى را که کفر ورزیدند پست‏تر گردانید، و کلمه خداست که برتر است، و خدا شکست‏ناپذیرِ حکیم است.

ماه میهمانی خداست و گروهی با قربان شدن به استقبالش می روند. مرگی مقدس که خود، میهمانی و تنعم ابدی بر سفره بیکران خداست. شهادت. رمز حیات مردان خدا. فلسطین، پاره تن مسلمین که از خنجر نجس صهیون به خود می پیچد. و ما ماندگان که نمی دانیم از سفره خالی یمن شرمنده باشیم یا از سفره خونین فلسطین و افغانستان و میانمار. یا شرمنده نسلهای بعد، از اعتماد لجبازان به دشمن، که 5 سال معطلمان کرد و 5 سال از عمر خدمت را صرف خواب خوش باغ سیب و گلابی کردند و امروز، دوان دوان دنبال دست دادن و عکس گرفتن و خنده های زورکی با مزوران و عهدشکنان از این کشور به آن کشورند. امام ما فرمود: "آمریکا شیطان بزرگ است و رابطه ما با او رابطه گرگ و میش است." اما گروهی که آنچه را بزرگان در خشت خام می بینند را در آینه هم نمی بینند، عمر ملت را در قمار اعتماد به گرگها صرف کردند و تا توانستند منتقدان را توهین و تمسخر کردند که شما زبان دنیا را نمی فهمید، ما ژنرالیم و کاربلد.

منتقدان فریاد زدند و اشک ریختند که به جای بستن قرارداد میلیاردی با ایرباس، جوانان دانشگاهی را به کار بگیر و برای دانشگاه پروژه تعریف کن و مهندسان ایرانی را ارج بگذار و کارهای نیمه تمامشان را تمام کن تا هواپیما بسازند. به جای توتال کار را به دوستان بسپار و به جای پژو به داد خودروسازی داخلی برس و بازار داخلی را رقابتی کن. به جای وارد کردن خودروهای لوکس، کالای اساسی بخر و ... و به جای مدیرانِ دوتابعیتی و اتوبوسی و آلوده، از پاکدامنانِ پاکدست معتقد به استقلال ایران استفاده کن و... . اگرخزانه تان خالی بود، اینهمه پول بی زبان مردم را از کجا به شرکتهای دزدِ خارجی دادید که سابقه ننگینشان هنوز ایرانیان را کلافه می کند؟ وقتی چندده برابر ضرر تحریم و تجارت با آمریکا و غرب، در جیب برادرها و برادرزاده ها و آقازاده های مالیات گریز و بدهکار بانکی است، چرا مردم را با وابسته کردن آب خوردنشان به تحریم، تحقیر کردید؟ خدا رحمت کند بی بی مریم بختیاری را.

ایکاش می شد کابوس 5 ساله را با آهی بلند از یاد برد. اگرچه ایرانیان امروز مثل دیروزی که آنهمه توهین و بیراه شنیدند و ادب آموزاندند، بیش از هرچیز به اتحاد و یکپارچگی نیاز دارند و اینبار نیز انقلابیون اصیل و مؤمن به ایران اسلامی آباد، بنابر حکمت و مصلحت باید به جای بازخواست دوستان عصبی و یکدنده، فکری برای دشمنان خوشحال و گستاخ شده کنند و حساب و کتاب ساده لوحان پرهزینه و کم کار را به خدا بسپارند ولی باید درسِ عبرت آموزِ برجام را به جای مطالب کهنه و موهن 2030 که مزورانه و دزدانه در برخی مدارس کشور اجرا می شود، به عنوان متن درسی و واحد دانشگاهی قرار داد تا آیندگان بدانند که ایران مظلوم چقدر تاوان تفکر لیبرالی داده و آمریکاثنایان چگونه منافع ملی را قربانی تخیلات خود کردند و چگونه اعتماد به دشمن و نشنیدن سخن بزرگتر، هزینه های گزاف تراشید؟ اینها عبرتهایی برای دنیاست. درسهایی که مردم ایران را آبدیده کرده ولی شاید به مرگِ اندیشه پاره پاره "حل مسائل با کدخدا" بیارزد.

آمریکا فرعون زمان است و جهان را در جنگ و چنگ خود می خواهد و هسته ای بهانه است، داستان معامله بر سر عزت است و شرافت و اینکه ایران و ایرانی را مفت و مرده می خواهد تا ثروتش را غارت کند. اسرائیل را قلاده باز می کند تا نوزاد و نوجوان را در آغوش مادرش بکشند و آل سعود را برای دوشیدن پیدا کرده و گاو بنی اسرائیلش کرده است. این سه ضلع شرارت غربی، عبری و عربی معضل جهانند و باید فکری به حالشان کرد. دنیای امروز، مصاف اراده هاست و سست عنصرانِ ساده لوح و بی اراده و ضعیف را لقمه لقمه می کنند. این تعبیر غربیان که آدمی گرگ آدمی است، غلط است. آنها صهیون و ملکه انگلیس و سران آمریکا را دیده اند و اینرا گفته اند وگرنه مردم جهان که زندگی خود می کنند. آمریکا گرگ آدمخوار است و صهیون کفتار کودک خوار و انگلیس روباه مکار و آل سعود هم گاو شیرده. و ایکاش مترجمی، دلسوزی، کسی، به سران سعودی هالی می کرد که منظور از گاو شیرده، همان بقره است نه سردار قادسیه.

مذاکره با آمریکا، تخم افکندن در شوره زار است و تنها، شیوه امام حسین پاسخ می دهد؛ تنذیر و تحذیر و مقاومت در کربلا. آمریکا دشمن است و در اظهار دشمنی حیا نمی کند و سران وابسته و وارفته کشورها را با تهدید و تطمیع و تنبیه، ساکت می کند. مگر زمان پهلوی ها اینگونه نبود؟ مگر نتیجه رفاقت آمریکا با کشورهای همپیمانش را ندیده ایم؟ سه طرف اروپایی ما در مذاکرات هم همینگونه اند. اگر اینها قول و قرار داشتند، عاقبت حکومت مصدق کودتا و تبعیدش نبود. عاقبت رضاشاه آن نمی شد. چه کسی مثل محمدرضای پهلوی برایشان چاکری کرد؟ عاقبت صدام و قذافی و بن علی و عبدالله صالح و مبارک و ... را باید به خاطر داشت. آنها تابع منافع خود هستند وگرنه آقازادگان و مسؤول زادگان ایرانی را به جای پُست دادن، اخراج و تحریم می کردند. آنچه برای اینها مهم است منفعت است نه اخلاق و قول و قرار. آن هم قول شفاهی وزیرخارجه آمریکا که به یک کیلو سیب زمینی نمی ارزد.

شعار ابتدایی 15 سال، اقتصاد، اشتغال، تولید، کالای ایرانی و ... بود که به سربرگ نامه ها و بنرنویسی اکتفا شد. 10 سال پیش که واژه"جنگ اقتصادی" متولد شد گفته شد که چه باید کرد، که نکردند. اقتصاد مقاومتی را جدی نگرفتیم. مسؤولین معنی سوئیفت را نفهمیدند. خوشبینانه اینست که خیال کردند شفافیت در جهان و در برابر دشمن نشانه شخصیت است و پنهان کردن فکت شیت و برجام و قرار دادهای نفتی و خرید هواپیما و متن مذاکرات و ... از مردم و مجلس نشانه کاربلدی است. پیمان های پولی دوجانبه با کشورها را سَرسری گرفتند و امروز با لب و لوچه جنباندن ترامپ، دلار دوبرابر می شود. برای اشتباه مهلک خام فروشی نفت حرکت مؤثری نشد. اهمیت نفوذ درک نشد تا وقتی که در تیم مذاکره جاسوس درآمد و در میان مسؤولین کلان اقتصاد، مدیر دوتابعیتی و ... . غلام حکمت آن پیرم که هرچه گفت شد.

امیرالمؤمنین فرمود: "اعتماد به دشمن مقدمه فریب خوردن از اوست" و دولت، پنج سال از عمر خدمت را صرف اعتماد سازی و سازش با کسانی کرد که جنون جنگ دارند و اقتصادشان با فروش سلاح می چرخد و به پدر خود هم اعتماد ندارند. امروز هم اگر خواب باشیم یا بیدار، اتاق جنگ دشمن وزارت خزانه داری آمریکاست. باید آرایش جنگی گرفت و متناظر چید. فرصت که دهی زدست غصه ات می آید. اگر زمانی گفته می شد بعد از دیپلماتها نوبت به نظامیان می رسد، امروز می بینیم که پشت دیپلماتها، اقتصاد دان های دشمن قرارداد و پیشنهاد به دست، آرایش جنگی گرفته اند. دولت ما در میانه آزمون تاریخیِ عزت است و باید دید می تواند همچون مدافعان حرم و سربازان وطن، اینبار در مقابل یأجوج و مأجوج اقتصادی، سد ذوالقرنین بسازند؟ و آیا صف آرایی امروز بانک مرکزی و وزارت اقتصاد و وزارت جهاد و سازمان برنامه و بودجه و نهادهای اقتصادی ما آماده این مصاف است یا هنوز سر به آسمان خیال خود کرده اند و در اتاق خود، دنبال آفتاب تابان برجام و در میان به دردنخورها به دنبال"تقریباً هیچ" می گردند؟

محمد هادی صحرایی

ارسال نظر


captcha
پربازدید ها
آخرین اخبار