امیرحسین یوسفی

چهل سالگی انقلاب و تهدیدات پیش روی


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی :امیرحسین یوسفی طی یادداشتی نوشت: انقلاب اسلامی در حالی  وارد چهل سالگی خود می شود که تجربه های متنوعی را در حوزه های داخلی و خارجی بدست آورده و دارای کوله باری از آموزه های متنوع در موضوعات سیاسی، اجتماعی، علمی و... است. انقلابی  که چگونگی  وقوع آن  از توان  تحلیل  نظریه پردازان خارج بوده و  پدیده خاص در زمان و مکان خود تلقی  می گردید. بطوریکه بنیان گذار کبیر انقلاب عنوان «معجزه قرن» و «انفجار نور » را بدان داده بود. که در تایید این عنوان واقع بینانه  باید اذعان نمود همچنان که وقوع انقلاب نادر  و ویژه در بین انقلاب های جاری در عرصه جهانی بوده است،  تحلیل روند ادامه انقلاب اسلامی ایران نیز با توجه  به،  وقایع رخ داده در چهار دهه گذشته انقلاب اعم از پشت سر گذاشتن فتنه های سخت و نرم،  رسیدن به یک قدرت درجه اول منطقه ای،  تاثیر گذاری در معادلات بین المللی،  برای تحلیل گران سیاسی  و حساس به مسایل ایران امری بسیار شگفت انگیز و غیر قابل پیش بینی بوده است؛ چرا که بارها در چهل سال گذشته دشمنان داخلی و خارجی  در راهبردها، سناریوها، گفته ها و نوشته ها و اقدامات  خود،  فروپاشی ، مهار و تضعیف جمهوری اسلامی را مورد تاکید قرار داده اند اما در صحنه عمل و میدان بازی مسائل به شکل دیگری جریان پیدا کرده و هیچ کدام از برنامه های دشمن در مسیر شتاب حرکت انقلاب، خللی ایجاد نکرده است . اما ادامه  انقلاب اسلامی همچون چهار دهه گذشته با تهدیداتی مواجه است که  از نظر نگارنده بررسی و کالبد شکافی آن می تواند مسیر حرکت را هموار،  و رفع خطرات پیش روی را آسان نماید.

سخن از تهدیدات که به میان می آید در نگاه اول اذهان متوجه دشمنان خارجی و مواجهه آنها با جمهوری  اسلامی در ابعاد مختلف به خصوص جنگ سخت می شود اما واقعیت این است که انقلاب اسلامی در چهار دهه گذشته انواع تهدیدات خارجی اعم از سخت، و نرم را بصورت  عینی دیده و کاملا تجربه کرده و تا امروز موفق شده است  بطور کامل جنگ در حوزه سخت را بصورت اقتدار آمیز و افتخار آفرین به نفع خود رقم بزند علی رغم اینکه مصداق این جنگ سخت، جنگ بین ایران و عراق نبوده است بلکه جنگ بین دنیای کفر به سرکردگی آمریکای جنایتکار و دنیای اسلاب ناب با محوریت انقلاب اسلامی ایران درجبهه های مختلف بوده است این جنگ، که بسیار پیچیده تر از جنگ سخت بوده و ابزار و لوازمی بسیار متفاوت و متنوع از جنگ سخت دارد درست بعد از شکست دشمن در جنگ سخت، راهبرد اصلی دشمن برای مهار، تضعیف و فروپاشی انقلاب از درون قرار گرفت. و  مقام معظم رهبری در 4 آذر 1388 برای چندمین بار نسبت به وقوع آن  هشدار داده و فرمودند: « مواجهۀ استکبار با نظام جمهوری اسلامی، دیگر از نوع مواجۀ دهۀ اول انقلاب نیست. در آن مواجهه، زورآزمایی کردند؛ شکست خوردند. مواجهۀ سخت بود؛ ایجاد جنگ بود، کودتا بود. در اول انقلاب کودتا راه انداختند. شکست خوردند؛ شورش‌های قومی راه انداختند، سرکوب شدند و شکست خوردند؛ جنگ تحمیلی را به راه انداختند که هشت سال به طول انجامید، شکست خوردند؛ پس دنبال این راه‌ها نخواهند رفت، یعنی احتمالش ضعیف است. البته باید همیشه هشیاری نسبت به همه جوانب باشد. اما این، اولویت استکبار  در مواجهۀ با نظام اسلامی نیست  اولویت، آن چیزی است که امروز به آن می‌گویند جنگ نرم‌! یعنی جنگ به وسیلۀ ابزارهای فرهنگی، به وسیله نفوذ، به وسیلۀ دروغ، به وسیله شایعه‌پراکنی با ابزارهای پیشرفته‌ای که امروز وجود دارد، ابزارهای ارتباطی‌ای که ده سال قبل و پانزده سال قبل و سی سال قبل نبود، امروز گسترش پیدا کرده. جنگ نرم یعنی ایجاد تردید در دل‌ها و ذهن‌های مردم »مصداق جمله بالا می تواند مورد کمیته جاری در آمریکا باشد.کمیته خطر جاری عنوان کمیته‌ای است که در دهه 1970 و در اوج جنگ سرد توسط گروهی از سناتورهای امریکایی، مسئولان ارشد وزارت خارجه، اساتید برجسته علوم سیاسی، مؤسسه مطالعاتی امریکن اینتر پرایز و گروهی از مدیران با سابقه سیا و پنتاگون تأسیس شد. هدف از تأسیس این کمیته، خروج از بن‌بستی بود که در دوران جنگ سرد میان دو ابرقدرت زمان یعنی ایالات متحده امریکا و اتحاد جماهیر شوروی در توازن هسته‌ای به وجود آمده بود. اعضای این کمیته با منتفی دانستن جنگ سخت بین دو ابرقدرت، تنها راه به زانو درآوردن رقیب را در جنگ نرم و فروپاشی از درون طراحی و به اجرا درآوردند. راهکارهای "دکترین مهار، نبرد رسانه‌ای و سامان‌دهیِ نافرمانی مدنی"، به عنوان راهبردهای جنگ نرم در این دوره توسط این کمیته معرفی شد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، فعالیت این کمیته برای یک دهه به حالت تعلیق درآمد و پس از حادثه 11 سپتامبر، بار دیگر عناصری از این کمیته گرد هم آمدند و با تجزیه و تحلیل فرصت‌ها و تهدیدات فراروی دولت امریکا این کمیته را فعال کردند. یکی از اقدامات این کمیته تدوین راهبرد امنیت ملی امریکا، جهت یک دوره چهار ساله برای دولت بوش در ارتباط با ایران است.
در گزارش این کمیته آمده است که ایران به لحاظ وسعت سرزمین، کمیت و کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه خاورمیانه و هارتلند نظام بین‌الملل، به قدرتی بی‌بدیل تبدیل شده است که دیگر نمی‌توان با یورش نظامی آن را سرنگون کرد. بنابراین، به زعم اعضای کمیته، تنها راه سرنگونی جمهوری اسلامی ایران پیگیری جنگ نرم با استفاده از "سه تاکتیک دکترین مهار، نبرد رسانه‌ای و سامان‌دهی نافرمانی مدنی" ممکن است.
اما یک اصل کلی است که می گوید؛ شکل‌گیری تهدید علیه کشور به‌واسطه برخی ضعف‌هاست بطوریکه در جنگ سخت هم حمله رژیم بعث عراق به ایران، به دلیل وابستگی قدرت و صنعت  دفاعی ایران به غرب و تضعیف کشور به واسطه وقوع انقلاب و تغییرات بنیادین در آن  بوده است ، یا تهدیدات امنیتی که بخصوص در دهه اول و دوم کشور را نا امن ساخت ناشی از حضور و تلاش گروه های مخالف نظام جمهوری اسلامی از قبیل منافقین و فرقان با انجام ترورهای کور و ایجاد آشوب در فضای داخلی کشور بود.
امروز شاهد طولانی شدن جنگ نرم دشمن با انقلاب اسلامی  و متضرر شدن مردم و در کل نظام ایران اسلامی در حوزه های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و... هستیم و روز بروز تبعات این جنگ بسیار خطرناک که رهبر معظم انقلاب از آن به شبیحخون فرهنگی تعبیر کردند برای نسل های بعدی بیشتر و بیشتر شده و علائم آن  روشن تر می گردد . رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم آذربایجان شرقی؛ 28 فررودین 1387  در این خصوص فرمودن: «آنها به این نتیجه رسیده‌اند که باید از محتوای نظام هر چه می‌توانند کم کنند. این تهاجم فرهنگی که بنده چند سال قبل گفتم، این شبیخون فرهنگی که انسان در بخش‌های مختلف علائم آن را مشاهده می‌کرد و امروز هم انسان آن را در بخش‌های مختلفی می‌بیند، به این نیت است؛ با این قصد است؛ انقلاب را از محتوای خود، از مضمون اسلامی و دینی خود، از روح انقلابی خود تهی و جدا کنند. این، از همان نقاط حساسی است که هوشیاری مردم را می‌طلبد »
در این شرایط حساس که وجود دشمن کاملا جسور و گستاخ،  بر همگان روشن است و هدایتگر حکیم انقلاب بصورت مکرر بصورت واضح و آشکار اهداف و سناریوی آنها را تبیین می کنند  بایستی با عمل و اقدام جهادی و انقلابی، در یک اولویت بندی کارشناسی شده و بدور از هر گونه شتابزدگی، زمینه های ضعف داخلی موجود که زمینه ساز مشکلات عدیده برای مردم شده با جدیت شناسایی و نکات کور و مساله ساز که آویز و بستر حضور دشمن می گردد برای همگان بخصوص مسئولان روشن و شفاف گردد تا با یک  برنامه ریزی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت، و با بسیج  همه نیروها و بهره گیری از توان مردمی که در جنگ سخت اثرگذاری خود را ثابت کردند نسبت به رفع دائمی ضعف های داخلی که امیدواری و حضور فعال و رنگارنگ دشمن در این جبهه را فراهم نموده اقدام گردد.
دشمن، دشمن است و در دشمنی آن هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد. اما گلوگاه و عمق نفوذ دشمن در جنگ نرم در داخل و در اختیار ما قرار دارد این جنگ شاید در بیرون طراحی و برنامه ریزی می شود ولی اجرا در داخل و برای داخل است فرماندهان  مواجهه با این جنگ نرم در داخل همه مسئولان و مدیران نظام هستند . صحنه و میدان جنگ کاملا مشخص است و مسئولان یا مستقیم در آن صحنه حضور دارند یا آن صحنه در حوزه اشراف آنها قرار دارد.
دشمن در این صحنه از همه ابزارها برای نیل به راهبرد کلان خود که فروپاشی باشد استفاده می کند و  هر بستری که بتواند ذره ای دشمن را به اهداف خود نزدیک کند مورد بهره برداری قرار می گیرد.مسئولان نظام یعنی همه کسانیکه در انقلاب اسلامی دارای قدرت نقش آفرینی هستند در این جنگ مخاطب و بازیگر اصلی می باشند . امروز موشک های دور برد دشمن در جنگ نرم،  نا کارآمد سازی انقلاب اسلامی است  بویژه ناکارآمدسازی مسئولان و مدیران جامعه. برنامه این است که مولفه های قدرت نرم ایران اسلامی که این کشور را تبدیل به یک الگوی منطقه ای برای کشورهای دیگر کرده است نا کارآمد معرفی شود تا قدرت الگو سازی آن از بین برود. برنامه  نا کارآمد سازی از مسئولین شروع و به بدنه تسری پیدا می کند. یعنی وقتی توقعات مردم توسط مسئولین بخوبی برآورده نمی شود و نارضایتی اجتماعی در حوزه های مختلف شکل می گیرد ناکارآمدی محقق می گردد.
تجربه چهل ساله انقلاب نشان می دهد که ساختارانقلاب و نظام ایدئولوژی آن بسیار درست و محکم طراحی شده است و همین ساختار محکم و درست دلیل اصلی استحکام و بقای انقلاب درطول چهل سال گذشته در برابر هجمه های مختلف داخل و خارج بوده است ساختاراز لحاظ کارآمدی مشکلی ندارد چرا که بر اساس اصل 57 قانون اساسی قوای حاکم در جمهور اسلامی ایران که عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه، مستقل از یکدیگرند و هرکدام در چارچوب ماموریت های تعریف شده حرکت می کنند. این شبهه که نا کارآمدی یک دستگاه  ناکارآمدی ساختار، جمهوری اسلامی و  در راس آن رهبری است هم از نگاه اصل 57 قانون اساسی که تفکیک قوا  را مطرح نموده و هم از نظر عقلی کاملا مطرود است در واقع با این شبهه جایی برای پاسخگو بودن دستگاههای کشور و مسئولان آن دستگاهها باقی نمی ماند و هزینه خوب یا بد کار کردن مسئولان دستگاههای مختلف را فرد یا مجموعه دیگری باید بپردازد. همه مسئولان در چارچوب ماموریت های محوله،  هم در حوزه تصمیم گیری و هم در اجرا بر حسب قانون دارای اختیار هستند و باید پاسخگوی نتایج عملکرد خود باشند. مسئولان در هر رده ای و سازمانی باید در مواجهه با جنگ نرم طراحی شده دشمن بدون فرافکنی پاسخگوی مطالبات مردم باشند اینکه هم مسئول باشی و هم بگویی نمی گذارند و...پذیرفتنی نیست اینکه هشت سال مسئول اجرایی یک کشور باشی و نهایتا برای فرار از پاسخگویی مانع تراشی کنی و مسائل و چرایی انجام نشدن مطالبات کشور و مردم را به دوش ساختار و رهبری بگذاری به هیچ وجه مورد قبول افکار عمومی نیست این مدل از طراحی دشمن که مسبوق به سابقه است بازی سوخته  ای  که توسط برخی بازیگران داخلی  برای چندمین بار مطرح می شود. جریانی در داخل تلاش می کند ناکارآمدی افراد و برخی دستگاهها را به حساب انقلاب و ساختار بگذارد این جریان هر چند وقت برای عبور از چالش ها و فرصت سازی برای دشمنان انقلاب،  بدنبال فرافکنی و عملیات روانی برای تاثیر گذاری روی افکار مردم و سوژه سازی برای جریان رسانه ای خارج از کشور می باشد که لازم است مسئولان با دغدغه مندی نسبت به پاسخگویی  مطالبات مردم اقدام نموده و با کار سخت و تلاش مضاعف و کارآمد شبانه روزی سناریوی ناکاآمد سازی را خنثی نمایند و در کنار آن قشر نخبگانی و رسانه ای جامعه،  ضمن تشریح  واقعیتها و دستاووردهای انقلاب، با استدلال و منطق شبهات مطروحه و عملیات روانی و رسانه ای دشمن را پاسخ دهند
.

ارسال نظر


captcha
پربازدید ها
آخرین اخبار